السيد جعفر السجادي

148

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

اصل سوم : شخص واحد جوهرى ( مانند انسان مثلا ) شايسته و آمادهء آن است كه در مسير اشتداد اتصالى و تحرك جوهرى قرار گيرد و هر لحظه از حدى به حدى ديگر ارتقا يابد و در هر لحظه به درجهء عالىترى از وجود نايل گردد . آن درجه ، اصل و حقيقت او است و ما سواى آن ( از اوصاف و احوال ) همگى از آثار و لوازم آن درجه‌اند . بلكه وجود ، هر چه قوىتر باشد احاطهء او به مراتب ما قبل بيش‌تر و جامعيت او نسبت به درجات كامل‌تر خواهد بود . آيا نمىبينى كه چگونه حيوان ، كليهء اعمال و افعال جمادى و نباتى را به اضافهء احساس و اراده كه ويژهء او است انجام مىدهد ؛ و انسان كليهء افعال نامبرده را به اضافهء عمل نطق انجام مىدهد ؛ و عقل ، كليهء اعمال و افعال مذكور را به انشا و خلاقيت ( نه به اسباب و آلات و وسايل جسمانى ) انجام مىدهد و واجب الوجود هر چه را اراده كند بر كليهء موجودات افاضه مىكند ؟ ( و اين‌ها همگى داراى ثبوت مدعاى ما است ) . امام فخر الدين رازى در مورد تعين و تشخص طبايع كليه ، اشكالى كرده است بدين تقرير كه انضمام تعين به طبيعت ، محتاج به اين است كه طبيعت ، قبل از انضمام تعين به او خود داراى تعين باشد . ( زيرا تا چيزى خود ، موجود و متعين نباشد نمىتوان چيزى با او منضم نمود ) . و پاسخى را كه شارح محقق ( كتاب اشارات خواجه نصير الدين طوسى ) داده است كافى و وافى در حل اشكال نيست . بلكه ماده و ريشهء اشكال قطع نمىگردد ، مگر با توجه به تحقيق ما در مسألهء وجود و كيفيت انضام وجود به ماهيت در ذهن و تقدم وجود بر ماهيت در خارج . ( زيرا بر اساس آن تحقيق ، هر چند وجود در ذهن عارض بر ماهيت و منضم به او است ولى در خارج ، وجود ، محقق ماهيت و نشان دهندهء او و بدين سبب نيز موجب تعين و تشخص او است . نه اين‌كه وجود ، در خارج امرى است منضم به ماهيت تا كه محتاج به تعين قبلى و موجوديت قبل از وجود باشد ) . « 1 » ملا صدرا گويد : حكما چون از اين موضوع يعنى اصالت وجود و اين‌كه تشخص هر چيزى عبارت از نحوهء خاص وجود آن است غفلت كرده‌اند گفته‌اند كه تشخص ذات حق به ذات خود است و تشخص عقول عاليه و نفوس و افلاك به لوازم ذات آن‌ها است و از اين جهت نوع‌شان منحصر در فرد است و تشخصات موجودات عنصرى و مواليد به امور عرضيه است و ندانسته‌اند كه امور عرضيه « مشخص » اشيا نمىتوانند باشند و « مشخص » امور بايد همواره محفوظ و حافظ وحدت شخصيهء اتصاليهء آن‌ها باشد . اين بود خلاصهء سخن صدرا در مورد تشخص . تصوّر - تصور به اشتراك لفظى اطلاق بر دو امر مىشود يكى مطلق حضور ذهنى كه مرادف با علم است و خود منقسم مىشود به تصور و تصديق و آن را تصور مطلق و تصور لا به شرط هم گفته‌اند و ديگر آن‌كه اطلاق مىشود بر حضور ذهنى به اعتبار و با قيد به عدم اذعان به نسبت كه تصور ساذج و تصور به شرط لا مىگويند . صدرا گويد تصور مشتق از صورت است و نزد عامهء مردم موضوع است براى هيأت

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، صص 105 ، 284 و ج 2 ، ص 10 و ترجمه شواهد ، ص 184 .